وقتی به دختری که دوسش دارید می گید بوی موهاتو دوس دارم
یعنی
شامپوشو دوس دارید !!!!!!!!!!!!!!!11
نظرات ()با شادترین روحیه ام می رم به سمت وبلاگایی که دوسشون دارم .......
همه فیلتر شدن !!!
با بدترین روحیه ام به مسنجرم نگاه می کنم تا یکی onشه !!!
نظرات ()کلا خیلی نگران پسرام خیلی فشار روشونه !
خسته می شن به خدا !
دوست داشتنو که تو باید از چشماشون بخونی !
توام دستتو بذاری تو دستاش !
تنها داراییم تو دنیا عزیزم عشق منه( یعنی که وضع مالی خرابه)
هیچ چیز مادی ارزش عشق تورو نداره (در واقع همه چی ملغاست.)
دیگه ببخشید سان شاینی چیزی؟؟؟
نظرات ()تو یه خیابون یه دخترو پسر که انگار با هم دوستن دارن با هم را می رن و پسر تن تند و با هیجان حرف می زد و دختر اصلا توجهی نداشت و به ویتر ن ها نگاه می کرد من که می دونم بعدش چی می شه !
پسر می ره واسه دوستاش می گه که یه دختر رو سرکار گذاشته
در حالی خب دقیقا معلومه کی سر کار رفته!!1
نظرات ()رد می شم از کناری پیرمردی که شال سبزی انداخته دور گردنش و سرشو انداخته پایین یه کاسه مسی جلوشه رد می شم و به این فکر می کنم که اگه چی بشه حاضرم غرورمو خورد کنم واسه پول ؟
اگه هر روز کتکم بزنن ؟
اگه معتاد باشم و هیچ پولی نداشته باشم؟
اگه..........
خیلی ساده هروز از کنار آدمایی رد می شم که دیگه غروری براشون نمونده !
نظرات ()با توجه به سریال هایی خارجی که تازگیا خیلی مد شده آدم می تونه چند تا نکته خیلی جالب و بفهمه !!
این خارجکی ها آدم هایی خیلی جالبین و زندگی شون اصلا کسل کننده نیس چون تو 60 سالت می شه و یهو بهت میگن این باباته اون خانومه که باهاش زندگی می کردی مامانت نبود این مامانته و اینم بچته !!!!!!!!! اوه اون خانومه هم خواهر گمشده ته !
و اینکه آدم دلش برای این کره ها کباب می خواد چون علاوه بر اینکه مادر شوهرشون زنده اس مادر شوهر مادر شوهرشونم زنده اس !!!
نظرات ()داشتم دفتر انشا بچگیامو ورق می زنم به یه چیز خیلی جالب برمی خوردم یه انشا بامزه یه نوستالژی قشنگ بود برام دوس دارم شما هم بخونید
موضوع انشا مون آهسته آهسته در گوشت .... بود.
آهسته آهسته در گوشت آواز خوندم برایت قصه خوندم دیدم توجه نمی کنی کم کم صدامو بلند کردم برات بلند بلند آواز خوندم. برات فیلم تعریف کردم بهترین موسیقی دنیارو برات گذاشتم ولی تو فقط لبخند از روی درموندگی زدی . خسته شدم دیگه سرت داد می کشیدم ولی تو نمی فهمیدی آخر سر همسایه مون از دستم شاکی شد ولی تو بازم نفهمیدی . چرا؟ بهت گفتم سرم درد گرفته از صدای بوق ماشینا ولی انگار نمی فهمیدی چی می گم ! از سردرد خوابم گرفته بود بهت گفتم شب بخیر ولی تو به دیوار خیره شدی !
چند بار گفتم شب بخیر جواب نمی دادی سرت داد کشیدم ولی تو حتی نگامم نمی کردی .
آخر سر وقتی مامانت اومد دنبالت گفت که ناشنوایی!!!!
من واقا متاسفم نمی خواستم این جوری بشه رفیق .
آه خدا می فهمی ؟؟!؟!؟!؟1؟1
نظرات ()